ترکیه در هفتههای اخیر کوشید خود را در جایگاه میانجی و میزبان احتمالی مذاکرات ایران و آمریکا معرفی کند؛ نقشی که نه با سابقه بیطرفی آنکارا همخوانی دارد و نه با وزن واقعی این کشور در معادلات هستهای ایران. آنچه آنکارا را به تحرک واداشت، نه دغدغه حلوفصل اختلافات تهران و واشنگتن، بلکه ترس از تبعات اقتصادی و امنیتی یک جنگ منطقهای و سرایت بحران به مرزهای خود بود.
با این حال، روایتهای منتشرشده از سوی رسانههای آمریکایی نشان میدهد که این تلاشها به نتیجه نرسیده و اختلافات بر سر محل و قالب گفتوگوها عملاً مسیر مذاکرات را مسدود کرده است.
به گزارش آکسیوس، ایالات متحده با درخواست ایران برای تغییر محل مذاکرات از استانبول به عمان و تبدیل گفتوگوها به قالبی دوجانبه مخالفت کرده است. بر اساس این گزارش، واشنگتن تأکید داشته که مذاکرات باید طبق چارچوب اولیه و با حضور بازیگران منطقهای برگزار شود؛ چارچوبی که از نگاه تهران میتوانست زمینهساز ورود موضوعاتی فراتر از پرونده هستهای، از جمله مسائل موشکی و منطقهای باشد.
در نهایت، ظاهرا این اختلاف نظر منجر به لغو نشست برنامهریزی شده می شود؛ موضوعی که یک مقام آمریکایی بهصراحت آن را چنین توصیف کرده است: «یا همین قالب یا هیچ»؛ پاسخی که از سوی ایران نیز با عدم پذیرش همراه شد.
این تحول، بار دیگر بیاعتمادی عمیق میان دو طرف را آشکار کرد و نشان داد مسیر دیپلماسی همچنان زیر سایه فشار و تهدید قرار دارد.
ورود ترکیه به این پرونده بیش از هر چیز ریشه در نگرانیهای داخلی و منطقهای آنکارا دارد. بر اساس برخی گزارشها، مقامات آمریکایی در محافل غیررسمی هشدار داده بودند که در صورت بروز درگیری مستقیم با ایران، دامنه بحران میتواند به ترکیه نیز کشیده شود. همین مسئله، آنکارا را به تحرک دیپلماتیک واداشت تا استانبول را بهعنوان نقطهای امن و بیطرف معرفی کند.
اما واقعیت آن است که ترکیه نه بازیگری بیطرف محسوب میشود و نه سابقهای قابل اتکا در میانجیگریهای حساس دارد. عضویت در ناتو، روابط پرنوسان با آمریکا و سابقه جانبداری در پروندههایی مانند سوریه، قفقاز و لیبی، همگی اعتبار میانجیگری آنکارا را زیر سؤال بردهاند. از همین رو، ابتکار استانبول بیش از آنکه یک راهحل راهبردی باشد، تلاشی تاکتیکی برای دور نگه داشتن آتش بحران از مرزهای ترکیه بود.
در کنار ترکیه، قطر و عمان همچنان بهعنوان بازیگران فعال و سنتی دیپلماسی منطقهای نقشآفرینی میکنند. این دو کشور تلاش کردهاند با ارائه طرحهایی مرحلهای، از تشدید تنش جلوگیری کنند؛ طرحهایی که شامل مدیریت سطح غنیسازی، مشوقهای اقتصادی و تعهدات امنیتی متقابل است.
با این حال، موضع ایران روشن است: تهران تنها درباره برنامه هستهای گفتوگو میکند و ورود موضوعات غیرهستهای را خط قرمز خود میداند. علاوه بر این، تجربه مذاکرات پیشین و همزمانی گفتوگوها با اقدامات نظامی آمریکا، سبب شده ایران خواستار تضمینهای امنیتی مشخص پیش از هر مذاکرهای باشد.
اختلاف بنیادین تهران و واشنگتن همچنان پابرجاست. ایران بر حق خود برای حفظ برنامه هستهای صلحآمیز و رفع تحریمها تأکید دارد، در حالی که آمریکا به دنبال مذاکرات گستردهتر و اعمال محدودیتهای فراتر از پرونده هستهای است. این شکاف، در کنار تهدیدهای مکرر واشنگتن، فضای اعتماد را بیش از پیش تضعیف کرده است.
احتمال لغو مذاکرات برنامهریزیشده، بار دیگر نشان داد که دیپلماسی زمانی میتواند به نتیجه برسد که مبتنی بر احترام متقابل و پرهیز از فشار و تهدید باشد. تجربه سالهای اخیر ثابت کرده است که گفتوگو زیر سایه ناوهای جنگی و تهدید نظامی، نهتنها به توافق پایدار منجر نمیشود، بلکه بیاعتمادی را تعمیق میکند. در این میان، تلاش ترکیه برای ایفای نقش میانجی، بیش از آنکه یک ابتکار واقعی برای حل بحران باشد، تلاشی ناکام برای مدیریت ترسهای خود از پیامدهای یک جنگ منطقهای بود.